رهایی شوهر قاتل از چوبه دار با پیشنهاد درمان ۷ کودک سرطانی
مردی که 9 سال پیش در پی مشاجره خانوادگی همسرش را به قتل رسانده و به قصاص محکوم شده بود، در حالی که تنها یک قدم تا چوبه دار فاصله داشت با مطرح کردن پیشنهادی برای کمک به درمان کودکان مبتلا به سرطان، رضایت خانواده همسرش را جلب کرد و از مرگ نجات یافت.
به گزارش جهان مانا، تابستان سال ۱۳۹۶ مرد جوانی با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن همسرش خبر داد. با اعلام این گزارش، کارآگاهان پلیس در یکی از شهرستانهای مرکز کشور تحقیقات خود را برای یافتن زن جوان آغاز کردند. همسر مینو در توضیح ماجرا گفت که همسرش برای خرید از خانه خارج شده اما دیگر بازنگشته است.
کشف جسد در جاده فرعی
در ادامه، تیم جنایی با مراجعه به بیمارستانها و مراکز درمانی منطقه تلاش کرد ردی از زن جوان پیدا کند، اما این جستوجوها بینتیجه ماند. در حالی که تحقیقات ادامه داشت، مردی با پلیس تماس گرفت و از کشف جسدی در یکی از جادههای فرعی اطراف شهرستان خبر داد.
با حضور تیم تحقیق در محل، جسد زن جوانی کشف شد که به گفته کارشناسان پزشکی قانونی حدود ۲۴ ساعت از زمان مرگش میگذشت. آثار کبودی روی دهان و گردن او نشان میداد که قربانی بر اثر خفگی جان خود را از دست داده است. از آنجا که مشخصات ظاهری جسد با مشخصات مینو شباهت داشت، احتمال تعلق جسد به زن گمشده قوت گرفت.
شناسایی هویت قربانی
به همین دلیل از خانواده مینو خواسته شد برای شناسایی جسد به پزشکی قانونی مراجعه کنند. خانواده زن جوان پس از حضور در پزشکی قانونی هویت جسد را تأیید کردند و بدین ترتیب راز ناپدید شدن مینو فاش شد.
در بررسیهای بعدی مشخص شد که زن جوان هنگام مرگ لباس خانه به تن داشته است؛ موضوعی که این فرضیه را مطرح کرد که جنایت در خانه رخ داده و سپس جسد به خارج از شهر منتقل شده است. همچنین تحقیقات میدانی نشان داد مینو و همسرش ناصر مدتی با یکدیگر اختلاف داشتند و حتی چند بار مینو در پی مشاجره به خانه پدرش رفته بود. با این حال گفته میشد که آنها بهتازگی با یکدیگر آشتی کرده بودند.
اعتراف شوهر به قتل
با کنار هم قرار دادن شواهد، ظن پلیس به همسر مقتول بیشتر شد و به دستور بازپرس جنایی، ناصر بازداشت شد. او ابتدا هرگونه دخالت در قتل را انکار میکرد، اما در مواجهه با مدارک و شواهد پلیسی سرانجام لب به اعتراف گشود.
ناصر در توضیح ماجرا گفت: «من آدم خسیسی بودم و همیشه از خرج کردن پول ناراحت میشدم. اختلافات من و همسرم هم بیشتر به همین موضوع برمیگشت. با اینکه مینو را دوست داشتم، اما حاضر نبودم برای زندگی پول خرج کنم.»
او ادامه داد: «روز حادثه دوباره بر سر همین موضوع با هم دعوایمان شد. مینو شروع به داد و فریاد کرد و برای اینکه صدایش به گوش همسایهها نرسد، دستم را روی دهانش گذاشتم. وقتی به خودم آمدم دیدم نفس نمیکشد. وحشت کرده بودم. نیمهشب جسدش را داخل صندوق عقب ماشین گذاشتم و به خارج از شهر بردم و در جادهای فرعی رها کردم.»
حکم قصاص در دادگاه
پس از این اعتراف، متهم به بازسازی صحنه قتل پرداخت و با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان ارسال شد. قضات دادگاه نیز با توجه به درخواست اولیای دم، اعترافات متهم و مدارک موجود در پرونده، حکم قصاص را صادر کردند.
بیماری در آستانه اجرای حکم
با گذشت هشت سال از این جنایت، خانواده مینو برای اجرای حکم به دادسرا مراجعه کردند. در حالی که ناصر در آستانه اجرای حکم قرار داشت، به دلیل احساس ناراحتی جسمی به پزشک مراجعه کرد و مشخص شد که به بیماری سرطان مبتلا شده است.
ناصر که هرگز تصور نمیکرد به چنین بیماری لاعلاجی دچار شود، از داخل زندان با خانواده همسرش تماس گرفت و گفت: «همیشه فکر میکردم پول باعث آسایش و خوشبختی میشود، اما حالا که در آستانه مرگ هستم فهمیدهام پول نمیتواند کمکی به من کند.»
پیشنهاد غیرمنتظره برای درمان کودکان سرطانی
او در ادامه پیشنهادی مطرح کرد و گفت: «میدانم دیر یا زود از دنیا میروم، اما میخواهم کاری کنم که روح مینو آرامتر باشد. از شما میخواهم تفاضل دیه مربوط به اجرای قصاص و همچنین مبلغی که خودم در نظر گرفتهام صرف درمان کودکان مبتلا به سرطان شود. میخواهم هزینه درمان هفت کودک سرطانی را تقبل کنم تا شاید کمکی به آنها شود.»
پس از مطرح شدن این درخواست، خانواده مینو با بررسی موضوع تصمیم گرفتند از قصاص گذشت کنند. به این ترتیب ناصر پس از نه سال و در حالی که تنها یک قدم با چوبه دار فاصله داشت، با رضایت اولیای دم از مرگ رهایی یافت و از زندان آزاد شد.