معجزه زیر آوراها پس از ۱۸۰ دقیقه جستوجو
در میان دود و آوار گاهی لحظهای رقم میخورد که به گفته امدادگران هلال احمر چیزی شبیه معجزه است؛ مانند نجات پسر جوانی پس از سه ساعت تلاش نفسگیر امدادگران، از زیر آوار ساختمانی که در حمله دشمن ویرانشده بیرون کشیده شد.
به گزارش جهان مانا، در میان دود و آوار گاهی لحظهای رقم میخورد که به گفته امدادگران هلال احمر چیزی شبیه معجزه است؛ مانند نجات پسر جوانی پس از سه ساعت تلاش نفسگیر امدادگران، از زیر آوار ساختمانی که در حمله دشمن ویرانشده بیرون کشیده شد.
زانا امامیفر، عضو تیم آنست هلال احمر کردستان، این روزها در عملیاتهای امدادی تهران حضور دارد. او میگوید که پس از آغاز جنگ تحمیلی در محل هایی که حادثه رخ داده مستقر شده و در این مدت در عملیاتهای متعددی شرکت کرده است. اما یکی از بهیادماندنیترین مأموریتهای او در خیابان دماوند رقم خورد؛ جایی که یک ساختمان مسکونی بر اثر انفجار کاملاً تخریب شده و طبقات آن روی هم فروریخته بود.
او در ادامه توضیح می دهد: در آن عملیات تیم جستوجو وارد محل شد و «دیاموند» شروع به بررسی آوارها کرد. تنها چند دقیقه بعد، سگ جستوجوگر روی نقطهای در طبقه سوم علامت داد. همین نشانه آغاز عملیات دقیق آواربرداری شد.
امامیفر ادامه می دهد: در آن لحظه با دقت و احتیاط شروع به برداشتن لایههای آوار کردم. پس از مدتی مشخص شد پسر جوانی زیر تودههای سنگ و بتن گرفتار شده است. او هنگام حادثه روی تخت خود خواب بوده و سقف و دیوارها روی سرش فرو ریخته بودند. عملیات نجات حدود سه ساعت طول کشید. هر لحظه احتمال ریزش دوباره آوار وجود داشت و باید با نهایت دقت کار میکردم.
این امدادگر ادامه می دهد: سرانجام تلاشها نتیجه داد و این پسر جوان زنده از زیر آوار بیرون آورده شد؛ اتفاقی که برای همه نیروهای حاضر لحظهای فراموشنشدنی بود. او که اصلا امید نداشت از زیر آوار نجات پیدا کند، حتی توانست با پای خودش وارد آمبولانس شود. این صحنه ها خستگی روزهای سخت عملیات را از تن ما امدادگران بیرون می آورد.
امامیفر میگوید: در میان تلخی صحنههای جنگ و ویرانی، همین لحظههای نجات است که به امدادگران انگیزه ادامه کار میدهد؛ لحظههایی که نشان میدهد هنوز هم امید در دل آوارها زنده است.
او در پایان می گوید: من در عملیات های مهم شرکت داشتم و یکی از ماموریت ها متاسفانه بیرون کشیدن پیکر بی جان شهید علی لاریجانی بود.