یکی دو سه جمله به بهانه یوسف پزشکیان
آقای یوسف پزشکیان را یکسال و چندماه است میشناسم. بهشدت متدین است و دلسوز. در رشته خود (فیزیک) دارای مدرک دکتری است و با سواد و صاحب نظر. دلسوز پدر است کاملا و علاقمند است به خدمت به کشور.
قبل از آغاز ریاستجمهوری پدر همواره کنار او بوده و هر آنچه در باره دولت گفته و نوشته میشود رصد میکند و طبیعی است که آنها را به اطلاع رئیس جمهور برساند و طبیعیتر آن است که مورد وثوق و اعتماد دکنر پزشکیان باشد و حتما تاثیرگذار بر او.
به همه اینها بیفزایید که او مشاور رسانهای رئیس جمهور است و دست بر قضا قصه از همینجا شروع میشود.
نه آقای رئیسجمهور که بسیاری از مسئولان کشور، یا خودشان را استاد رسانه می دانند یا یک تیم رسانه ای دور خود جمع می کنند. و برآیند این همه آدم مثلا کارشناس، غالبا کمتر از صفر است.
رسانه چه علم باشد چه هنر باشد و چه مهارت باشد، باید آن را آموخت. علاوه بر آنکه سواد می خواهد، تجربه هم نیاز دارد و از آن بالاتر باید در خون و ذات آدم هم باشد. به کسی جسارت نشود؛ فراوانند افرادی که مدیر رسانه و حتی رسانه های بزرگ هستند و اینکاره نیستند و تاثیری در روند شکلدهی به افکار عمومی ندارند.
اینکه می بینید یک وزیر یا معاونش، نمایندگان مجلس، مدیران ارشد اجرایی، شخصیتهای سیاسی و اجرایی دائما گاف می دهند و اشتباهشان هزینه درست میکند معنایش این است که خود را استاد رسانه و ژورنالیسم میدانند. بعضی از آنها چون در حوزه کاری خودشان سواد و تخصص ندارند میخواهند از طریق ظهوز و بروز رسانه ای ضعف خود را بپوشانند . اما سرکنگبین صفرا میفزاید و معلوم می شود نه در آن تبحر دارند و نه در این.
خلاصه کنم. یوسف پزشکیان عزیز که برتری های او را در بالا نوشتم،در ماههای گذشته مکررا برای خود و پدر و دولت، هزینه تراشیده. اما در مواقعی که فقط خبری را نقل کرده ( فارغ از تحلیلی که بر آن نوشته) کاملا موفق بوده است. اینکه او توییتی بزند و ساعتی بعد ناچار به توضیحش شود یا مطلبی بنویسد و سپس حاشیه و ابهام ایجاد شود، اسمش هرچه باشد "مهارت رسانه ای" نیست ،آن هم در شریط جنگی امروز.
این را نوشتم چون بسیار دوستش دارم.