خمس: جایی که بیشترین احترام را دیدم، ایران بود
پاکو خمس، سرمربی سابق تراکتور، در یک مصاحبه جالب درباره وضعیت این روزهای ایران سخن گفت.
به گزارش جهان مانا، از زمانی که برای کمک به نونو اسپیریتو به لندن رفت، وستهم با حضور او جان تازهای گرفته و حالا فقط یک امتیاز با منطقه بقا فاصله دارد. «اثر خمس» در قالب پنج پیروزی، سه تساوی و سه شکست خودش را نشان داده است.
حضور در لیگ برتر دوباره او را در کانون توجه قرار داده است. از لحظهای که بیش از دو ماه پیش انتقالش اعلام شد، هیجان زیادی ایجاد شد. پاکو خمس (متولد ۱۹۷۰ در لاس پالماس) برای کمک به دوستش نونو به وستهمی آمد که هفت امتیاز با بقا فاصله داشت و در فضای ناامیدی فرو رفته بود. حالا فاصله را کاهش داده و هدف بقا دستیافتنی شده است. این مربی کاریزماتیک در گفتوگو با روزنامه آاِس از تجربهاش در انگلیس، رایو، تریخو، ایران و آیندهاش صحبت کرده است.
اوضاع در لندن چطور است؟
«خیلی خوب. شهری بسیار بزرگ با جمعیت زیاد و چیزهای دیدنی فراوان است، اما وقتی در فوتبال کار میکنی، وقت زیادی برای لذت بردن از این امکانات نداری.»
نظرتان درباره لیگ برتر چیست؟
«تجربه فوقالعادهای است. وقتی پیشنهاد آمد، میدانستم نمیتوانم چنین فرصتی را از دست بدهم. همه درباره لیگ برتر صحبت میکنند و حالا که اینجا هستم، دلیلش را میفهمم. لیگ بسیار رقابتی است، منابع فوقالعادهای دارد، ورزشگاهها پر از تماشاگر هستند و فضای بسیار خوبی در همه زمینها وجود دارد. از نظر امکانات انسانی و فنی هم در بالاترین سطحی است که دیدهام.»
کار کردن با نونو چطور است؟
«ما دو سال در دپورتیوو همتیمی بودیم (۹۸-۱۹۹۶) و خیلی خوب با هم کنار میآمدیم. همیشه ارتباط داشتیم. وقتی او در تاتنهام بود هم پیشنهاد همکاری داد، اما آن زمان مشغول کار بودم. حالا دوباره تماس گرفت و گفت شرایط تیم خیلی سخت است و به کمک نیاز دارد و میخواهد دیدگاه متفاوتی داشته باشد. شرایط جور شد. من در اسپانیا نمیتوانستم مربیگری کنم، چون قانون اجازه نمیدهد در یک سال دو تیم را هدایت کنی، اما در انگلیس این امکان هست. چمدانم را بستم و آمدم. تجربه فوقالعادهای است. نونو آدم بسیار خوبی است. او من را آورده تا نظر بدهم؛ اگر اینطور نبود نمیآمدم. با وجود تفاوت دیدگاهها، خیلی خوب کار میکنیم. تصمیم نهایی همیشه با اوست.»
تأثیر حضور شما محسوس بوده.
«این بیشتر تصادفی است. وقتی رسیدم، فضای تیم اصلاً خوب نبود؛ تیم بردهای کمی داشت، در قعر جدول بود و هفت امتیاز با بقا فاصله داشت. من از بیرون آمدم و تحت تأثیر آن فضا نبودم. اولین چیزی که با نونو مطرح کردم این بود که باید این جو منفی و ناامیدکننده را تغییر دهیم. مسئله فقط تاکتیک یا تغییر بازیکن نبود؛ باید مسائل دیگری را هم اصلاح میکردیم، مثل کسب یک پیروزی سریع تا همه بفهمند میتوانیم بهتر از قبل باشیم. بعد از برد مقابل تاتنهام، فضا آرامتر شد و فشار کمتر شد.»
در دو بازی اخیرتان مقابل گواردیولا و امری قرار گرفتید. درباره دیگر مربیان اسپانیایی لیگ برتر چه نظری دارید؟
«شناختهشدهترینها آرتتا و گواردیولا هستند، اما امری فصل فوقالعادهای را سپری میکند و ایرائولا هم با بورنموث عملکرد بسیار خوبی دارد. این موضوع به نفع ماست، چون باعث دیدهشدن بیشتر مربیان اسپانیایی در خارج از کشور میشود. جایگاه مربی اسپانیایی در انگلیس بسیار بالاست و من به آن افتخار میکنم. امیدوارم در آینده تعداد بیشتری از ما در اینجا حضور داشته باشیم، چون سطح بسیار خوبی داریم و میتوانیم به هر لیگی کمک کنیم.»
آیا ایرائولا را در یک تیم بزرگ میبینید؟
«امیدوارم. رسیدن به آن سطح بسیار سخت است. همهچیز به این بستگی دارد که کسی به تو اعتماد کند؛ دیگر فقط بحث خوب یا بد بودن مربی نیست، مسئله اعتماد است. مربیان فوقالعاده زیادی هستند که میتوانم نام ببرم و لیست اصلا تمام نشود، اما هرگز فرصت هدایت تیمهای بزرگ را پیدا نکردهاند. این فقط به عملکرد تو بستگی ندارد، بلکه به این هم مربوط است که کسی تو را گزینه مناسب بداند. امیدوارم ایرائولا سال آینده در یک تیم بزرگ باشد.»
درباره رایو چه نظری دارید؟ آیا میتواند قهرمان لیگ کنفرانس شود؟
«امیدوارم. در لالیگا کمی سختی کشیدهایم، بازیها زیاد و فشار بالا بود. هدف اصلی این است که بدون مشکل در لیگ بمانیم. اما در کنفرانس میتواند کارهای بزرگی انجام دهد. نمیگویم حتماً قهرمان میشود، هرچند میتواند، چون تیمهای خیلی بیشتری را نمیبینم که از رایو بهتر باشند. اگر به فینال برسد فوقالعاده است، و اگر قهرمان شود که دیگر عالیتر هم میشود.»
آیا این در را باز میگذارید؟ دوست دارید در آینده برگردید؟
«دوست ندارم به این سؤالات پاسخ بدهم، چون معمولاً بد برداشت میشود. رایو احتمالاً مهمترین تیم زندگی من بوده و تا وقتی مربی دارد، دوست ندارم درباره این موضوع صحبت کنم. روزی که مربی نداشته باشد و احساس کنند به کسی مثل من نیاز دارند، هیچ مشکلی نخواهد بود. از این حرفها خوشم نمیآید چون بعداً بعضیها درست متوجه نمیشوند و میگویند دارم خودم را پیشنهاد میدهم. دیگر سنی ندارم که بخواهم خودم را پیشنهاد کنم. شما سؤال میپرسید و من جواب میدهم. اگر روزی رایو به من نیاز داشته باشد، حتی بهعنوان دستیار هم، هیچ مشکلی ندارم. این کار را نه برای پول انجام میدهم و نه چیز دیگر. واقعیت این است که نمیشود به این باشگاه علاقهمند نشد. آنقدر به تو چیزهای خوبی میدهد که هر کاری هم برایش بکنی، احساس میکنی کافی نیست. امیدوارم رایو با ثبات در لالیگا بماند و بتواند بهطور منظم در رقابتهای اروپایی حضور داشته باشد. من همیشه، در هر شرایطی، حامیاش خواهم بود.»
تریخو اعلام کرده که در پایان فصل رایو را ترک میکند. دوست دارید او در باشگاه بماند؟
«فکر میکنم نباید برود. او بازیکن و انسانی است که میتواند خیلی چیزها به باشگاه اضافه کند. اگر تصمیم با من بود، اجازه نمیدادم جدا شود. با او صحبت میکردم تا ببینم چه میخواهد و شرایط باشگاه را هم بررسی میکردم. وقتی بازیکنی داری که مثل اسکار اینقدر برای رایو مهم بوده، فردی توانمند است، فوتبال را بهخوبی میفهمد و میتواند در بخشهای مختلف باشگاه کمک کند، باید برای حفظ کردنش تلاش کنی. اگر من رئیس رایو بودم، اسکار هیچجا نمیرفت.»
آیا او یکی از بهترین بازیکنانی بوده که مربیاش بودهاید؟
«احتمالاً بله. استعداد ذاتی فوقالعادهای داشت. و فراتر از آن، بهخاطر شخصیتش آدم به او علاقهمند میشود. یادم میآید وقتی قرار بود قراردادش را تمدید کند و فکر کنم ختافه خواهانش بود، با هم صحبتی داشتیم و همانجا نشان داد آدمی است که روی اصولش میایستد. من با چنین آدمهایی هر جا لازم باشد میروم. میدانی که به تو خیانت نمیکند و جانش را در زمین میگذارد. اینها همان افرادی هستند که باشگاهها را بزرگ میکنند. در نهایت، سه چیز باشگاهها را بزرگ میکند: نتایج، هواداران (که در این زمینه وایِکاس در حد لیگ قهرمانان است) و احاطه شدن با افرادی که محله، باشگاه و هویت تیم را بشناسند. تریخو باید در ساختار باشگاه حضور داشته باشد، چون آن را میشناسد.»
یکی از آخرین تجربههای شما در ایران بود، وضعیت درگیریها را چطور میبینید؟ نگران هستید؟
«خیلی زیاد، بهخصوص چون دوستان زیادی آنجا دارم. یک سال و نیم آنجا بودم و میتوانست بیشتر هم بشود، اما شرایط کاملاً مناسب نبود و برگشتیم. مترجمان، کادر فنی و بازیکنان آنجا ماندند. با بعضیهایشان صحبت کردهام. خیلی ناراحتکننده است، چون شرایط سختی را میگذرانند. جنگها برای همه بد است، اما بیش از همه برای مردمی که آن را تجربه میکنند. آنها ترسیدهاند، نمیدانند کجا بروند و روزهای سختی را میگذرانند. واقعاً وحشتناک است. خیلی ناراحت میشوم. ایرانیهای زیادی را میشناسم و امیدوارم این وضعیت هرچه زودتر تمام شود و کشور بتواند دوباره سرپا شود، بازسازی شود و رو به جلو حرکت کند.»
زندگی آنجا چطور بود؟ و مردم چگونه بودند؟
«من به مردمش علاقهمند شدم، چون بهترین بخش هر کشوری همین مردم آن هستند. آنها سختکوش و محترم هستند و همیشه به تو کمک میکنند. با ما مثل شاهزادهها رفتار میکردند. این مشکلات را مردم بهوجود نمیآورند اما در نهایت این مردم هستند که تاوانش را میدهند. آنها فرهنگ، مذهب و شیوه زندگی خاص خودشان را دارند.»
گفته میشد ممکن است سرمربی تیم ملی ایران شوید. این موضوع برایتان جذاب بود؟
«خیلی مطرح شد و تأیید میکنم که واقعاً چنین امکانی وجود داشت، اما در نهایت عملی نشد. من در تراکتور خیلی راحت بودم. وقتی به کشوری میروی که اینقدر با کشور خودت متفاوت است، زندگی روزمره آسان نیست. زبانشان بسیار سخت است و ما برای همهجا با مترجم میرفتیم. آنها رسم و رسوم خودشان را دارند و ما هم مال خودمان را، اما با احترام متقابل. مردم آنجا واقعاً تلاش میکردند ما احساس خوبی داشته باشیم. مثلاً ۲۳ یا ۲۴ دسامبر مسابقه داشتیم و نمیتوانستیم برای کریسمس به اسپانیا برگردیم. وقتی وارد محل اقامتمان در کمپ شدیم، برایمان درخت کریسمس گذاشته بودند. برای ما واقعاً فوقالعاده بود.»
چه حرکت زیبایی!
«اگر از من بپرسید در کجا بیشترین احترام را دیدهام، بدون تردید میگویم ایران. چه در باشگاه و چه در خیابان، ایرانیها خیلی برایشان ارزشمند بود که کسی از اسپانیا به آنجا رفته باشد.»
روزی که با وستهم قرارداد بستید، در شبکههای اجتماعی ترند شدید.
«مردم خیلی بیکارند (میخندد).»
دوباره در کانون توجه قرار گرفتهاید؟ آیا از اسپانیا پیشنهادی داشتهاید؟
«نه. هنوز چند ماه بسیار مهم از فصل باقی مانده و در جام حذفی هم به یکچهارم نهایی رسیدهایم. اصلاً به چیز دیگری فکر نمیکنم. میخواهم به هدفمان برسیم؛ هدفی که چند هفته پیش تقریباً غیرممکن به نظر میرسید و آن هم بقا در لیگ است. بعدش خواهیم دید. من میخواهم به مربیگری ادامه بدهم، چون زندگی من است و عاشقش هستم. البته دوست دارم به اسپانیا برگردم.»