تنگه هرمز، علی دایی یا اصلا محسن چاوشی؟ بس کنید
در روزهای گذشته که ایران در حساسترین روزهای خودش به سر میبرد، واکنش برخی از رسانهها در قبال سلبریتیها و مواضع آنها عجیب و حیرتآور است.
به گزارش جهان مانا، در روزهای گذشته که ایران در حساسترین روزهای خودش به سر میبرد، واکنش برخی از رسانهها در قبال سلبریتیها و مواضع آنها عجیب و حیرتآور است. این دسته از رسانهها با تحریک بخشی از افکار عمومی سعی در القای نوعی دوقطبی دارند که مشخص نیست در این شرایط خطیر که بیش از همیشه نیاز به همدلی داریم، چه سودی دارد؟
این گروه فاجعه دردناک میناب را تبدیل به ابزاری کردهاند که هرکس درباره آن حرف نزده را تبدیل به غیرخودی میکند! یعنی اگر علی دایی پیام تبریک تولد نوروز میگذارد و از آرزوهایش مینویسد، چون از میناب ننوشته پس حتما خودی نیست!
از آن طرف محسن چاووشی چون کاملا در ریل مورد پسند دوستان رفتار میکند، پدیده خوانندگی قرن است و اصلا آسمان دهان باز کرده و او را به ما هدیه داده است.
والا که چاووشی هم وطن میفهمد، اتفاقا دایی و طحال پاره شده و سر بخیه خوردهاش هم وطن میفهمد، حامد بهداد هم تا بن دندان ایرانی است، حتی مهدی ترابی هم وطندوست است. چرا خطکشی میکنید؟ اینها طیفهای متنوعی از وطنپرستی را به نمایش میگذارند! همه اینها ایران هستند، ایران هم رسول خادم است و هم حتی علیرضا دبیر. در این شرایطی که هر روز نگران فردای میهن هستیم، چرا با دوقطبیهای مسموم از زور و توان ایران کم میکنید؟ چرا ایران را فقط برای عده خیلی قلیل و یکشکل میخواهید؟
روزگار دائم در تبدیل و تغییر است، اگر تغییرات را نپذیرید، آنها نهایتا خودشان را تحمیل میکنند، پایان این نوشته کوتاه را با یاد عزیزانمان در میناب تمام میکنیم، دنیا دار مکافات است، هر جا هر کس هر خون بیگناهی ریخت، تاوانش را خواهد داد. زنده باد ایران، چه از نگاه علی دایی و چه از نگاه مثلا یغما گلرویی.